کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 299

روشنائی چراغ چشمک میزدند . نگاه او وحشت زده و تهی بود ، این استخر که آنقدر دقایق آرامش و

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 296

    خانه اش چهار طاق باز بود ، چراغ توری در ایوان میسوخت . نعش مجید را در ایوان گذاشته بودند ،

    #
  2. 297

    رویش یک شمد سفید کشیده بود. زلفهای خیس او از زیر آن پیدا بود و بنظر میآمد که قد کشیده است .

    #
  3. 298

    شریف پای ایوان زیر باران ایستاد ، ناگهان نگاهش به استخر افتاد که رویش قطره های باران جلوی

    #
  4. 299

    روشنائی چراغ چشمک میزدند . نگاه او وحشت زده و تهی بود ، این استخر که آنقدر دقایق آرامش و

    انتخاب‌شده
  5. 300

    کیف خود را در کنارش گذرانیده بود ! یکمرتبه سر تا سر زندگیش در این شهر، میز اداره ، بساط فور ،

    #
  6. 301

    درخت بید ، کبک دست آموز و تفریحاتش همه محدود و پست و مسخره آمیز جلوه کرد . حس کرد که بعد

    #
  7. 302

    از این زندگی در این خانه برایش تحمل ناپذیر است ، به آب سیاه وعمیق استخر که مثل آب دریا بود

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 299 از «بن بست» است.