کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 307

دستها را به پشت زد، زیر باران از در خانه بیرون رفت همان حالتی که در موقع مرگ محسن حس

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 304

    که بود ؟ درین گوی او مجید را میدید که بازوهای لاغر سفید خود را که رگهای آبی داشت در آن

    #
  2. 305

    تکان میداد وبا و میگفت : (( بیا . . . بیا ! . . )) چه جانگداز بود ! پرده تاریکی جلو چشم شریف پائین آمده

    #
  3. 306

    بود . به قدمهای گشاد و بی اعتنا بر گشت .

    #
  4. 307

    دستها را به پشت زد، زیر باران از در خانه بیرون رفت همان حالتی که در موقع مرگ محسن حس

    انتخاب‌شده
  5. 308

    کرده بود ، دوباره در او پیدا شد . با خودش تکرار میکرد : ((باید این اتفاق افتاده باشد ! )) جلو چشمش

    #
  6. 309

    سیاهی میرفت ، باران تند تر شده بود ، اما او ملتفت نبود . منظره ها ی دور دست مازندران محو و پاک

    #
  7. 310

    شده مثل اینکه ا ز پشت پرده کدر همه چیز را می بیند ، جلو چشمش نقش بسته بود و صدائی پشت

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 307 از «بن بست» است.