نثر · شماره 315
تارهای نازک شده خیس بود و دانه های باران مثل جانورهای لزجی بود که این تارها را میگرفتند و
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 312
این جمله را سابق بر این در خواب عمیقی شنیده بود . او با تصمیم گنگی از منزل خارج شده بود که
# - 313
دیگر به آنجا بر نگردد . حس میکرد در دنیای موهومی زندگی میکند و کمترین ارتباطی با قضایای
# - 314
گذشته و کنونی ندارد . از همه این پیش آمدها دور و بر کنار بود ! باران دور او تار تنیده بود ، او میان این
# - 315
تارهای نازک شده خیس بود و دانه های باران مثل جانورهای لزجی بود که این تارها را میگرفتند و
انتخابشده - 316
پا ئین میآمدند . شریف مانند یک سایه سرگردان در کوچه های خلوت ونمناک زیر باران میگذشت و دور
# - 317
میشد . . .
# - 318
پایان
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 315 از «بن بست» است.