نثر · شماره 312
این جمله را سابق بر این در خواب عمیقی شنیده بود . او با تصمیم گنگی از منزل خارج شده بود که
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 309
سیاهی میرفت ، باران تند تر شده بود ، اما او ملتفت نبود . منظره ها ی دور دست مازندران محو و پاک
# - 310
شده مثل اینکه ا ز پشت پرده کدر همه چیز را می بیند ، جلو چشمش نقش بسته بود و صدائی پشت
# - 311
گوشش زمزمه میکرد : (( تو رذل هستی . . . تو جانی هستی ! . . ))
# - 312
این جمله را سابق بر این در خواب عمیقی شنیده بود . او با تصمیم گنگی از منزل خارج شده بود که
انتخابشده - 313
دیگر به آنجا بر نگردد . حس میکرد در دنیای موهومی زندگی میکند و کمترین ارتباطی با قضایای
# - 314
گذشته و کنونی ندارد . از همه این پیش آمدها دور و بر کنار بود ! باران دور او تار تنیده بود ، او میان این
# - 315
تارهای نازک شده خیس بود و دانه های باران مثل جانورهای لزجی بود که این تارها را میگرفتند و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 312 از «بن بست» است.