کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 40

زدند و شروع کردند به خواندن دعاها و زمزمه کردن ب ه یک زبان مخصوصی که من هنوز نشنیده بود م. گویا

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 37

    پرست بودند و مخصوصا راه خودشان را کج کرده و به اینجا آمده بودند تا از آتشکده باستانی زیارت کرده

    #
  2. 38

    باشند. هنوز حرف آنها تمام نشده بود که شروع کردند به گرد آوردن خرده چوب و چلیکه و برگ خشک ، آنها را

    #
  3. 39

    رویهم کپه کردند و تشکیل کانون کوچکی دادند . من همینطور مات آنها را تماشا می کردم . چوبهای خشک را آتش

    #
  4. 40

    زدند و شروع کردند به خواندن دعاها و زمزمه کردن ب ه یک زبان مخصوصی که من هنوز نشنیده بود م. گویا

    انتخاب‌شده
  5. 41

    همان زبان زردشت و اوستا بود ، شاید همان زبانی بود که بخط میخی روی سنگها کنده بودند !

    #
  6. 42

    در این بین که دو نفر گبر جلوی آتش مشغول دعا بودند من سرم را بلند کردم ، دیدم روی تخته سنگ بالای

    #
  7. 43

    دخمه روبرویم مجلسی که در سنگ کنده شده بود درست شبیه و مانند مجلس زنده ای بود که من جلو آن

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 40 از «آتش پرست» است.