نثر · شماره 44
ایستاده بودم و با چشم خودم میدیدم . من بجای خودم خشک شدم مانند این بود که ا ین آدمها از روی سنگ
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 41
همان زبان زردشت و اوستا بود ، شاید همان زبانی بود که بخط میخی روی سنگها کنده بودند !
# - 42
در این بین که دو نفر گبر جلوی آتش مشغول دعا بودند من سرم را بلند کردم ، دیدم روی تخته سنگ بالای
# - 43
دخمه روبرویم مجلسی که در سنگ کنده شده بود درست شبیه و مانند مجلس زنده ای بود که من جلو آن
# - 44
ایستاده بودم و با چشم خودم میدیدم . من بجای خودم خشک شدم مانند این بود که ا ین آدمها از روی سنگ
انتخابشده - 45
بالای قبر داریوش زنده شده بودند و پس از چندین هزار سال آمده بودند روبروی من مظهر خدای خودشان را
# - 46
میپرسیدند! من در شگفت بودم که چگونه پس از این طول زمان با وجود کوششی که مسلمانان در نابود کردن و
# - 47
برانداختن این کیش ب ه خرج داده بودند باز هم پیروانی این کیش باستانی داشت که پنهانی ولی در هوای آزاد جلو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 44 از «آتش پرست» است.