نثر · شماره 41
هست که آدم پناه به اژدها میبرد _ ›› و از این قبیل چیزها میگفت . ماهرخ این حسادت را حس کرده بود ولی
شاعرصادق هدایتاثرآبجی خانم
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 38
نشستند به خواهرش گوشه و کنایه میزد و شروع میکرد به موعظه در باب نماز ، روزه ، طهارت و شکیات . مثلا
# - 39
میگفت : ‹‹ از وقتیکه این زنهای قری و فری پیدا شدند نان گران شد . هر کس روی نگیرد در آن دنیا با موهای
# - 40
سرش در دوزخ آویزان میشود . هر که غیبت بکند سرش قد کوه میشود و گردنش قد مو . در جهنم مارهائی
# - 41
هست که آدم پناه به اژدها میبرد _ ›› و از این قبیل چیزها میگفت . ماهرخ این حسادت را حس کرده بود ولی
انتخابشده - 42
بروی خودش نمیآورد .
# - 43
یکی از روزها طرف عصر ماهرخ بخانه آمد و مدتی با مادر ش آهسته حرف زد و بعد رفت . آبجی خانم هم رفته
# - 44
بود در درگاه اطاق روبرو نشسته بود و پک به قلیان میزد ولی از آ ن حسادتی که داشت از مادرش نپرسید که
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 41 از «آبجی خانم» است.