نثر · شماره 83
مالیده چادرهای نقده ، چتر زلف ، تنبان پنبه دار جمع شده بودند . در آن میان ننه حسن دو بدستش افتاده بود ،
شاعرصادق هدایتاثرآبجی خانم
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 80
برو، همه این نماز و روزه هایت به لعنت شیطان نمیارزد ، مردم گول زنی بوده ! ››
# - 81
از این حرفها در این چند روزه ما بین آنها رد و بدل میشد . ماهرخ هم مات به این کشمکشها نگاه میکرد و هیچ
# - 82
نمیگفت تا اینکه شب عقد رسید ، همه همسایه ها و زنکه شلخته ها با ابروهای وسمه کشیده ، سرخاب و سفید آب
# - 83
مالیده چادرهای نقده ، چتر زلف ، تنبان پنبه دار جمع شده بودند . در آن میان ننه حسن دو بدستش افتاده بود ،
انتخابشده - 84
خیلی لوس با لبخند گردنش را کج گرفته نشسته بود دنبک میزد و هر چه در چنته اش بود میخواند : ‹‹ ای یار
# - 85
مبارک بادا ، انشا الله مبارکبادا ››.
# - 86
- امدیم باز امدیم از خونه داماد امدیم - همه ماه و همه شاه و همه چشمها بادومی .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 83 از «آبجی خانم» است.