نثر · شماره 99
داده بودند و در اطاق پنج دری پهلوی یکدیگر نشسته بودند درها هم بسته بود ، آبجی خانم وارد خانه شد . یکسر
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 96
برای سر شب خیمه شب بازی لازم است ولی در میان این هیاهو حرفی از آبجی خانم نبود ، از دو بعد از ظهر او
# - 97
رفته بود بیرون کسی نمیدانست کجاست ، لابد او رفته بود پای وعظ !
# - 98
وقتیکه لاله ها روشن بود عقد برگزار شده بود همه رفته بودند مگر ننه حسن ، عروس و داماد را دست بدست
# - 99
داده بودند و در اطاق پنج دری پهلوی یکدیگر نشسته بودند درها هم بسته بود ، آبجی خانم وارد خانه شد . یکسر
انتخابشده - 100
رفت در اطاق بغل پنج دری تا چادرش را باز بکند وارد که شد دید پرده اطاق پنج دری را جلو کشیده بودند از
# - 101
کنجکاوی که داشت گوشه پرده را پس زد از پشت شیشه دید خواهرش ماه رخ بزک کرده، وسمه کشیده ، جلو
# - 102
روشنائی چراغ خوشگلتر از همیشه پهلوی داماد که جوان بیست ساله بنظر میآمد جلو میز که رویش شیرینی بود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 99 از «آبجی خانم» است.