نثر · شماره 73
هر شب احمد نقشه فرارشان را برای ربابه تکرار میکرد که همیشه یکجور بود، و ربابه با چشمهای ذوق زده فکر
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 70
برایش نقل کرده بود، جلو چشمش مجسم میشد، و به اندازه ای شیفته ارنگه شده بود که نقشه فرار خودش را به
# - 71
عباس گفت و عباس هم فکر او را تمجید کرد. بالاخره تصمیم گرفتند که هر سه آنها به ارنگه رفته و زندگی تازه و
# - 72
آزادی برای خودشان تهیه کنند.
# - 73
هر شب احمد نقشه فرارشان را برای ربابه تکرار میکرد که همیشه یکجور بود، و ربابه با چشمهای ذوق زده فکر
انتخابشده - 74
و هوش برادرش را تمجید میکرد . خیالات شگفت انگیز در مخیله ساده اش نقش میبست و چون تنها مسافرتی که
# - 75
در عمرش کرده بود زیارت سید ملک خاتون بود، هر دفعه که حرف ارنگه بمیان میآمد ربابه یاد آنروز میافتاد که
# - 76
آش رشته بار گذاشته بودند، ننه اش زنده بود و او بسکه دنبال تاجی دختر همسای ه شان دوید زمین خورد و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 73 از «چنگال» است.