نثر · شماره 76
آش رشته بار گذاشته بودند، ننه اش زنده بود و او بسکه دنبال تاجی دختر همسای ه شان دوید زمین خورد و
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 73
هر شب احمد نقشه فرارشان را برای ربابه تکرار میکرد که همیشه یکجور بود، و ربابه با چشمهای ذوق زده فکر
# - 74
و هوش برادرش را تمجید میکرد . خیالات شگفت انگیز در مخیله ساده اش نقش میبست و چون تنها مسافرتی که
# - 75
در عمرش کرده بود زیارت سید ملک خاتون بود، هر دفعه که حرف ارنگه بمیان میآمد ربابه یاد آنروز میافتاد که
# - 76
آش رشته بار گذاشته بودند، ننه اش زنده بود و او بسکه دنبال تاجی دختر همسای ه شان دوید زمین خورد و
انتخابشده - 77
پیشانیش زخم شد . او گمان میکرد ارنگه هم شبیه سید ملک خاتون است و نیز به برادرش وعده میداد که از کار
# - 78
بازوی خودش هیچ دریغ نخواهد کرد و در مخارج کمک او خواهد شد . تاکنون احمد از مزد روزانه اش یازده
# - 79
تومان و شش هزار پس انداز کرده بود. اگر شش تومان و چهار قران بدست میآورد، میتوانست یک گاو ماده و دو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 76 از «چنگال» است.