مصرع نخست · شماره 3همه خفتند و فتادند به یک سو چو جمادشاعرمولویاثرچهارمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا#2خنک آن را که به شب یار و رفیقست خدا#3همه خفتند و فتادند به یک سو چو جمادانتخابشده4تو نخسپی هله ای شاه جهان مونس ما#5هین مخسپید که شب شاه جهان بزم نهاد#6می کشد تا به سحرگاه شما را که صلا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «چهارم» است.سطر پیشینخنک آن را که به شب یار و رفیقست خدا→سطر بعدیتو نخسپی هله ای شاه جهان مونس ما←