مصرع نخست · شماره 49ای غم آخر علف دود تو کم نیست بروشاعرمولویاثرپنجمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.46زان کسی داد سخن جو که سخن دان باشد#47شمس تبریز چو میخانه جان باز کند#48هر یکی را بدهد باده و جانباز کند#49ای غم آخر علف دود تو کم نیست بروانتخابشده50عاشقانیم که ما را سر غم نیست برو#51غم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جو#52روزی ما بجز از لطف و کرم نیست برو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 49 از «پنجم» است.سطر پیشینهر یکی را بدهد باده و جانباز کند→سطر بعدیعاشقانیم که ما را سر غم نیست برو←