مصرع دوم · شماره 50عاشقانیم که ما را سر غم نیست بروشاعرمولویاثرپنجمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.47شمس تبریز چو میخانه جان باز کند#48هر یکی را بدهد باده و جانباز کند#49ای غم آخر علف دود تو کم نیست برو#50عاشقانیم که ما را سر غم نیست بروانتخابشده51غم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جو#52روزی ما بجز از لطف و کرم نیست برو#53شادی هردو جهان! در دل عشاق ازل#دربارهٔ این سطرسطر شماره 50 از «پنجم» است.سطر پیشینای غم آخر علف دود تو کم نیست برو→سطر بعدیغم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جو←