مصرع نخست · شماره 35تو حلق همی دری از خوردن خون خلقشاعرمولویاثرنهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.32من خازن سلطانم، پر گوهرم و مرجان#33پهلوی شهنشاهم، هم بنده و هم شاهم#34جبریل کجا گنجد آنجا که من و یزدان؟!#35تو حلق همی دری از خوردن خون خلقانتخابشده36ور دلق همی پوشی، مانند سگ عریان#37در آخر آن گاوان، آخر چه کنی مسکن؟!#38مسکین شو و قربان شو، در طوی چنان خاقان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 35 از «نهم» است.سطر پیشینجبریل کجا گنجد آنجا که من و یزدان؟!→سطر بعدیور دلق همی پوشی، مانند سگ عریان←