مصرع دوم · شماره 4که وقت آمد که از قشلق بییلا رخت گرداندشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1بیا، که باز جانها را شهنشه باز می خواند#2بیا، که گله را چوپان بسوی دشت می راند#3بهارست و همه ترکان بسوی پیله رو کرده#4که وقت آمد که از قشلق بییلا رخت گرداندانتخابشده5مده مر گوسفندان را گیاه و برگ پارینه#6که باغ وبیشه می خندد، که برگ تازه افشاند#7بیایید ای درختانی که دیتان حلها بستد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «یازدهم» است.سطر پیشینبهارست و همه ترکان بسوی پیله رو کرده→سطر بعدیمده مر گوسفندان را گیاه و برگ پارینه←