مصرع نخست · شماره 5مده مر گوسفندان را گیاه و برگ پارینهشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2بیا، که گله را چوپان بسوی دشت می راند#3بهارست و همه ترکان بسوی پیله رو کرده#4که وقت آمد که از قشلق بییلا رخت گرداند#5مده مر گوسفندان را گیاه و برگ پارینهانتخابشده6که باغ وبیشه می خندد، که برگ تازه افشاند#7بیایید ای درختانی که دیتان حلها بستد#8بهار عدل بازآمد، کزو انصاف بستاند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «یازدهم» است.سطر پیشینکه وقت آمد که از قشلق بییلا رخت گرداند→سطر بعدیکه باغ وبیشه می خندد، که برگ تازه افشاند←