مصرع دوم · شماره 20چو در شکرستان آید، قصب بر قند پیچاندشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.17یقین آنجاست آن جانان، امیر چشمه حیوان#18که باغ مرده شد زنده، و جان بخشیدن او تاند#19چو اندر گلستان آید، گل و گلبن سجود آرد#20چو در شکرستان آید، قصب بر قند پیچاندانتخابشده21درختان همچو یعقوبان، بدیده یوسف خود را#22که هر مهجور را آخر ز هجران صبر برهاند#23بهار آمد بهار آمد، بهاریات باید گفت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 20 از «یازدهم» است.سطر پیشینچو اندر گلستان آید، گل و گلبن سجود آرد→سطر بعدیدرختان همچو یعقوبان، بدیده یوسف خود را←