مصرع نخست · شماره 73چو حله سبز پوشیدند عامه باغ، آمد گلشاعرمولویاثریازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.70که شیر عشق بس تشنه ست و دارد قصد خونریزی#71بیا، مگریز شیران را، گریزانی بود خامی#72بگو: «نار ولا عار » که مردن به ز بدنامی#73چو حله سبز پوشیدند عامه باغ، آمد گلانتخابشده74قبا را سرخ کرد از خون ز ننگ کسوه عامی#75لباس لاله نادرتر، که اسود دارد و احمر#76گریبانش بود شمسی، و دامانش بود شامی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 73 از «یازدهم» است.سطر پیشینبگو: «نار ولا عار » که مردن به ز بدنامی→سطر بعدیقبا را سرخ کرد از خون ز ننگ کسوه عامی←