مصرع دوم · شماره 54هنگام بهاران شد، و هر جان به تن آمدشاعرمولویاثردوازدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.51خندان شده اشکوفه و گل جامه دریده#52کز سوی عدم سنبله و یاسمن آمد#53جانهای گلستان بدم دی بپریدند#54هنگام بهاران شد، و هر جان به تن آمدانتخابشده55خوبان برسیدند ز بتخانه غیبی#56کوری خزانی که بخو، بت شکن آمد#57چون صبر گزیدند بدی جمله درختان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 54 از «دوازدهم» است.سطر پیشینجانهای گلستان بدم دی بپریدند→سطر بعدیخوبان برسیدند ز بتخانه غیبی←