مصرع نخست · شماره 39گفتم: « دلا چه بود که گستاخ می روی؟ »شاعرمولویاثرسیزدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36آن ذوالفقار بود، ازان بود آبدار#37امروز دل درآمد بی دست و پا ، چو چرخ#38از بادهای لعل برفته ز سر خمار#39گفتم: « دلا چه بود که گستاخ می روی؟ »انتخابشده40گفتا: « شراب داد مرا یار برنهار#41امروز شیر گیرم، و بر شیر نر زنم#42زیرا که مست آمدم از سوی مرغزار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «سیزدهم» است.سطر پیشیناز بادهای لعل برفته ز سر خمار→سطر بعدیگفتا: « شراب داد مرا یار برنهار←