مصرع نخست · شماره 37امروز دل درآمد بی دست و پا ، چو چرخشاعرمولویاثرسیزدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.34وز فر ره عصات شود تیغ ذوالفقار#35موسی برد عصا، و بجوشید آب خوش#36آن ذوالفقار بود، ازان بود آبدار#37امروز دل درآمد بی دست و پا ، چو چرخانتخابشده38از بادهای لعل برفته ز سر خمار#39گفتم: « دلا چه بود که گستاخ می روی؟ »#40گفتا: « شراب داد مرا یار برنهار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 37 از «سیزدهم» است.سطر پیشینآن ذوالفقار بود، ازان بود آبدار→سطر بعدیاز بادهای لعل برفته ز سر خمار←