مصرع دوم · شماره 44زهی انوار تابنده، زهی خورشید جان افزاشاعرمولویاثرشانزدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.41چنان صورت که گر تابش رسد بر نقش دیواری#42همان ساعت بگیرد جان، شود گویا، شود بینا#43نه ز اشراق جان آمد کاوخ جسمها زنده؟#44زهی انوار تابنده، زهی خورشید جان افزاانتخابشده45بهر روزن شده تابان، شعاع آفتاب جان#46که از خورشید رقصانند این ذرات بر بالا#47زهی شیرینی حکمت که سجده می کند قندش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 44 از «شانزدهم» است.سطر پیشیننه ز اشراق جان آمد کاوخ جسمها زنده؟→سطر بعدیبهر روزن شده تابان، شعاع آفتاب جان←