مصرع نخست · شماره 45بهر روزن شده تابان، شعاع آفتاب جانشاعرمولویاثرشانزدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.42همان ساعت بگیرد جان، شود گویا، شود بینا#43نه ز اشراق جان آمد کاوخ جسمها زنده؟#44زهی انوار تابنده، زهی خورشید جان افزا#45بهر روزن شده تابان، شعاع آفتاب جانانتخابشده46که از خورشید رقصانند این ذرات بر بالا#47زهی شیرینی حکمت که سجده می کند قندش#48بنه از بهر غیرت را، دگر بندی بر آن بندش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 45 از «شانزدهم» است.سطر پیشینزهی انوار تابنده، زهی خورشید جان افزا→سطر بعدیکه از خورشید رقصانند این ذرات بر بالا←