مصرع دوم · شماره 8بسته شدست راه من، زانک به تن کبوترمشاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5آن چمن و شکرستان، هیچ نرفت از دلم#6من بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرم#7چون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شد#8بسته شدست راه من، زانک به تن کبوترمانتخابشده9گفت: « ازین تو غم مخور، ایمن و شادمان بپر#10زانک رفیق امن شد جان کبوتر حرم#11هرکه برات حفظ ما دارد در زه قبا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «هجدهم» است.سطر پیشینچون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شد→سطر بعدیگفت: « ازین تو غم مخور، ایمن و شادمان بپر←