مصرع نخست · شماره 7چون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شدشاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4گفتم: « تا بیامدم، دلشده و مسافرم#5آن چمن و شکرستان، هیچ نرفت از دلم#6من بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرم#7چون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شدانتخابشده8بسته شدست راه من، زانک به تن کبوترم#9گفت: « ازین تو غم مخور، ایمن و شادمان بپر#10زانک رفیق امن شد جان کبوتر حرم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «هجدهم» است.سطر پیشینمن بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرم→سطر بعدیبسته شدست راه من، زانک به تن کبوترم←