مصرع دوم · شماره 6من بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرمشاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3گفت که: « ارجعی » شنو، باز به شهر خویش رو#4گفتم: « تا بیامدم، دلشده و مسافرم#5آن چمن و شکرستان، هیچ نرفت از دلم#6من بدرونه واصلم، من به حظیره حاظرمانتخابشده7چون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شد#8بسته شدست راه من، زانک به تن کبوترم#9گفت: « ازین تو غم مخور، ایمن و شادمان بپر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «هجدهم» است.سطر پیشینآن چمن و شکرستان، هیچ نرفت از دلم→سطر بعدیچون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شد←