مصرع نخست · شماره 67من تلف وصال تو،لیک تو کیستی؟ بگوشاعرمولویاثرهجدهمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.64بند کنش که بند تو سلسله جنون بود#65از سر روزنم سحر گفت به قنجره مهی#66هی تو بگو که کیستی؟ آنک ندادیش رهی#67من تلف وصال تو،لیک تو کیستی؟ بگوانتخابشده68گفت: که « لاابالیی، خیره کشی، شهنشهی#69بی پر و بال فضل من، بر نپرد ز تن دلی#70بی رسن عنایتم، برنشود کس از چهی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 67 از «هجدهم» است.سطر پیشینهی تو بگو که کیستی؟ آنک ندادیش رهی→سطر بعدیگفت: که « لاابالیی، خیره کشی، شهنشهی←