مصرع نخست · شماره 39هم دایه جانهایی و هم جوی می و شیرشاعرمولویاثرسی و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.36هین وقت لطیفست، از آن عربده بازآ#37ای شاه تو شاهی کن و آراسته کن بزم#38ای جان و ولی نعمت هر وامق و عذرا#39هم دایه جانهایی و هم جوی می و شیرانتخابشده40هم جنت فردوسی و هم سدره خضرا#41جز این بنگوییم، وگر نیز بگوییم#42گویند خسیسان که: « محالست و علالا »#دربارهٔ این سطرسطر شماره 39 از «سی و دوم» است.سطر پیشینای جان و ولی نعمت هر وامق و عذرا→سطر بعدیهم جنت فردوسی و هم سدره خضرا←