مصرع نخست · شماره 35فرو کن سر ز روزنهای دلهاشاعرمولویاثرسی و سومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.32کچون الحمد دفع رنجهایی#33درآ در سینها کآرام جانی#34درآ در دیدها که توتیایی#35فرو کن سر ز روزنهای دلهاانتخابشده36که چاره نیست هیچ از روشنایی#37چو عقلی بی تو دیوانه شود مرد#38چو جانی، کس نمی داند کجایی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 35 از «سی و سوم» است.سطر پیشیندرآ در دیدها که توتیایی→سطر بعدیکه چاره نیست هیچ از روشنایی←