مصرع دوم · شماره 4چو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزیشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1هله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزی#2سوی من بیا و بستان بدو دست، تا نریزی#3قدح و می گزیده، ز کف خدا رسیده#4چو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزیانتخابشده5و اگر کشی تو گردن، ز می و شراب خوردن#6دهمت به قهر خوردن، تو ز من کجا گریزی؟!#7بربود جام مهرش، چو تو صد هزار سرکش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «چهلم» است.سطر پیشینقدح و می گزیده، ز کف خدا رسیده→سطر بعدیو اگر کشی تو گردن، ز می و شراب خوردن←