مصرع نخست · شماره 33توی جان هر عروسی، توی سور هردو عالمشاعرمولویاثرچهلمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30به تو باغ و راغ گوید که: « تو ای بهار چونی؟ »#31چو توی حیات جانها، ز چه بند صورتستی؟#32چو توی قرار دلها، هله، بی قرار چونی؟#33توی جان هر عروسی، توی سور هردو عالمانتخابشده34خردم بماند خیره، که تو سوگوار چونی؟#35نه تو یوسفی به عالم؟ بشنو یکی سالم#36که میان چاه و زندان، تو باختیار چونی؟#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «چهلم» است.سطر پیشینچو توی قرار دلها، هله، بی قرار چونی؟→سطر بعدیخردم بماند خیره، که تو سوگوار چونی؟←