مصرع نخست · شماره 37دو گوش را ببستن، از عشوه حریفانشاعرمولویاثرچهل و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.34آنچ چشید جانشان، باید ترا چشیدن#35ای شاد آنک از حق آموخت سحر مطلق#36پیش از اجل چو شیران، پیش اجل دویدن#37دو گوش را ببستن، از عشوه حریفانانتخابشده38آنک آخر او ببرد، پیشین ازو بریدن#39از خاک زاده وز بستان خاک مستی#40لب را بشو ز شیرش، در قوت دل چریدن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 37 از «چهل و دوم» است.سطر پیشینپیش از اجل چو شیران، پیش اجل دویدن→سطر بعدیآنک آخر او ببرد، پیشین ازو بریدن←