مصرع دوم · شماره 108که داروی بیهوشیش در دهندشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.105وگر سالکی محرم راز گشت#106ببندند بر وی در بازگشت#107کسی را در این بزم ساغر دهند#108که داروی بیهوشیش در دهندانتخابشده109یکی باز را دیده بردوخته ست#110یکی دیده ها باز و پر سوخته ست#111کسی ره سوی گنج قارون نبرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 108 از «سر آغاز» است.سطر پیشینکسی را در این بزم ساغر دهند→سطر بعدییکی باز را دیده بردوخته ست←