مصرع نخست · شماره 109یکی باز را دیده بردوخته ستشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.106ببندند بر وی در بازگشت#107کسی را در این بزم ساغر دهند#108که داروی بیهوشیش در دهند#109یکی باز را دیده بردوخته ستانتخابشده110یکی دیده ها باز و پر سوخته ست#111کسی ره سوی گنج قارون نبرد#112وگر برد، ره باز بیرون نبرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 109 از «سر آغاز» است.سطر پیشینکه داروی بیهوشیش در دهند→سطر بعدییکی دیده ها باز و پر سوخته ست←