مصرع نخست · شماره 111کسی ره سوی گنج قارون نبردشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.108که داروی بیهوشیش در دهند#109یکی باز را دیده بردوخته ست#110یکی دیده ها باز و پر سوخته ست#111کسی ره سوی گنج قارون نبردانتخابشده112وگر برد، ره باز بیرون نبرد#113بمردم در این موج دریای خون#114کز او کس نبرده ست کشتی برون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 111 از «سر آغاز» است.سطر پیشینیکی دیده ها باز و پر سوخته ست→سطر بعدیوگر برد، ره باز بیرون نبرد←