مصرع نخست · شماره 119عمل گر دهی مرد منعم شناسشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.116نشاید بلا بر دگر کس گماشت#117که گویند برگشته باد آن زمین#118کز او مردم آیند بیرون چنین#119عمل گر دهی مرد منعم شناسانتخابشده120که مفلس ندارد ز سلطان هراس#121چو مفلس فرو برد گردن به دوش#122از او بر نیاید دگر جز خروش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 119 از «سر آغاز» است.سطر پیشینکز او مردم آیند بیرون چنین→سطر بعدیکه مفلس ندارد ز سلطان هراس←