مصرع نخست · شماره 21نبخشود بر حال پروانه شمعشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18که خواهد که موری شود تنگدل#19مزن بر سر ناتوان دست زور#20که روزی به پایش در افتی چو مور#21نبخشود بر حال پروانه شمعانتخابشده22نگه کن که چون سوخت در پیش جمع#23گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است#24تواناتر از تو هم آخر کسی است#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «حکایت» است.سطر پیشینکه روزی به پایش در افتی چو مور→سطر بعدینگه کن که چون سوخت در پیش جمع←