مصرع دوم · شماره 2ز سوداش خون در دل افتاده بودشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1یکی را خری در گل افتاده بود#2ز سوداش خون در دل افتاده بودانتخابشده3بیابان و باران و سرما و سیل#4فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیل#5همه شب در این غصه تا بامداد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 2 از «حکایت» است.سطر پیشینیکی را خری در گل افتاده بود→سطر بعدیبیابان و باران و سرما و سیل←