مصرع دوم · شماره 4فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیلشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1یکی را خری در گل افتاده بود#2ز سوداش خون در دل افتاده بود#3بیابان و باران و سرما و سیل#4فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیلانتخابشده5همه شب در این غصه تا بامداد#6سقط گفت و نفرین و دشنام داد#7نه دشمن برست از زبانش نه دوست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینبیابان و باران و سرما و سیل→سطر بعدیهمه شب در این غصه تا بامداد←