مصرع نخست · شماره 7نه دشمن برست از زبانش نه دوستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4فرو هشته ظلمت بر آفاق ذیل#5همه شب در این غصه تا بامداد#6سقط گفت و نفرین و دشنام داد#7نه دشمن برست از زبانش نه دوستانتخابشده8نه سلطان که این بوم و برزان اوست#9قضا را خداوند آن پهن دشت#10در آن حال منکر بر او برگذشت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینسقط گفت و نفرین و دشنام داد→سطر بعدینه سلطان که این بوم و برزان اوست←