مصرع دوم · شماره 8نه سلطان که این بوم و برزان اوستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5همه شب در این غصه تا بامداد#6سقط گفت و نفرین و دشنام داد#7نه دشمن برست از زبانش نه دوست#8نه سلطان که این بوم و برزان اوستانتخابشده9قضا را خداوند آن پهن دشت#10در آن حال منکر بر او برگذشت#11شنید این سخنهای دور از صواب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشیننه دشمن برست از زبانش نه دوست→سطر بعدیقضا را خداوند آن پهن دشت←