مصرع نخست · شماره 23یکی گفتش ای پیر بی عقل و هوششاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.20فرو خورد خشم سخنهای سرد#21زرش داد و اسب و قبا پوستین#22چه نیکو بود مهر در وقت کین#23یکی گفتش ای پیر بی عقل و هوشانتخابشده24عجب رستی از قتل، گفتا خموش#25اگر من بنالیدم از درد خویش#26وی انعام فرمود در خورد خویش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 23 از «حکایت» است.سطر پیشینچه نیکو بود مهر در وقت کین→سطر بعدیعجب رستی از قتل، گفتا خموش←