مصرع دوم · شماره 24عجب رستی از قتل، گفتا خموششاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.21زرش داد و اسب و قبا پوستین#22چه نیکو بود مهر در وقت کین#23یکی گفتش ای پیر بی عقل و هوش#24عجب رستی از قتل، گفتا خموشانتخابشده25اگر من بنالیدم از درد خویش#26وی انعام فرمود در خورد خویش#27بدی را بدی سهل باشد جزا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 24 از «حکایت» است.سطر پیشینیکی گفتش ای پیر بی عقل و هوش→سطر بعدیاگر من بنالیدم از درد خویش←