مصرع نخست · شماره 25اگر من بنالیدم از درد خویششاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.22چه نیکو بود مهر در وقت کین#23یکی گفتش ای پیر بی عقل و هوش#24عجب رستی از قتل، گفتا خموش#25اگر من بنالیدم از درد خویشانتخابشده26وی انعام فرمود در خورد خویش#27بدی را بدی سهل باشد جزا#28اگر مردی احسن الی من اسا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 25 از «حکایت» است.سطر پیشینعجب رستی از قتل، گفتا خموش→سطر بعدیوی انعام فرمود در خورد خویش←