مصرع دوم · شماره 4نه از چشم بیمار خویشش خبرشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1طبیبی پری چهره در مرو بود#2که در باغ دل قامتش سرو بود#3نه از درد دلهای ریشش خبر#4نه از چشم بیمار خویشش خبرانتخابشده5حکایت کند دردمندی غریب#6که خوش بود چندی سرم با طبیب#7نمی خواستم تندرستی خویش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشیننه از درد دلهای ریشش خبر→سطر بعدیحکایت کند دردمندی غریب←