مصرع نخست · شماره 5حکایت کند دردمندی غریبشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2که در باغ دل قامتش سرو بود#3نه از درد دلهای ریشش خبر#4نه از چشم بیمار خویشش خبر#5حکایت کند دردمندی غریبانتخابشده6که خوش بود چندی سرم با طبیب#7نمی خواستم تندرستی خویش#8که دیگر نیاید طبیبم به پیش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشیننه از چشم بیمار خویشش خبر→سطر بعدیکه خوش بود چندی سرم با طبیب←