مصرع نخست · شماره 7نمی خواستم تندرستی خویششاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4نه از چشم بیمار خویشش خبر#5حکایت کند دردمندی غریب#6که خوش بود چندی سرم با طبیب#7نمی خواستم تندرستی خویشانتخابشده8که دیگر نیاید طبیبم به پیش#9بسا عقل زورآور چیردست#10که سودای عشقش کند زیردست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینکه خوش بود چندی سرم با طبیب→سطر بعدیکه دیگر نیاید طبیبم به پیش←