مصرع دوم · شماره 14که هر آستینیش جانی در اوستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.11گشاید دری بر دل از واردات#12فشاند سر دست بر کاینات#13حلالش بود رقص بر یاد دوست#14که هر آستینیش جانی در اوستانتخابشده15گرفتم که مردانه ای در شنا#16برهنه توانی زدن دست و پا#17بکن خرقه نام و ناموس و زرق#دربارهٔ این سطرسطر شماره 14 از «حکایت» است.سطر پیشینحلالش بود رقص بر یاد دوست→سطر بعدیگرفتم که مردانه ای در شنا←