مصرع نخست · شماره 15گرفتم که مردانه ای در شناشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12فشاند سر دست بر کاینات#13حلالش بود رقص بر یاد دوست#14که هر آستینیش جانی در اوست#15گرفتم که مردانه ای در شناانتخابشده16برهنه توانی زدن دست و پا#17بکن خرقه نام و ناموس و زرق#18که عاجز بود مرد با جامه غرق#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینکه هر آستینیش جانی در اوست→سطر بعدیبرهنه توانی زدن دست و پا←